صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

52

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

كلماتيست كه او از روى جنون مىگويد . گاهى مىگفتند محمد همهء اين آيات را خود مىسازد و بدروغ به خدا نسبت مىدهد ، و يا مىگفتند اينها همه محصول تخيلات شاعرانه و ذوق اديبانهء وى است . تكرار شدن كلمهء « بل » ، انهم سه بار پشت سر هم ، همين را مىرساند كه اين مدعيان تا چه اندازه در اين مطلب دچار سرگردانى فكرى و اختلاف و تشتت آراء بوده‌اند . تيزى و هوشيارى فوق العادهء حواس و بيدارى عميق شخصيت كه حتى در اوقات استراحت و آسايش ، در محمد وجود داشت بطلان اين مدعى را كه قرآن نتيجهء خواب‌هاى او است به خوبى ثابت مىكند . اين هشيارى عميق از آن لحظه اول كه خداوند با خطاب « اقراء » با او سخن گفت تا لحظات نزول آخرين آيهء قرآن و شتافتن وى به سوى خدا با او همراه بود . در اينجا بايد توضيح دهيم كه بعضى از مفسران و نويسندگان معاصر - گر چه از روى حسن نيت - در اين باب خطاى بزرگى مرتكب شده‌اند . آنها با خيالپردازى خود ، پيامبر را چنين تصوير كرده‌اند كه وى در غار حراء خوابيده بود و وحى در حال خواب بر او فرود آمد . اين تصوير درست نيست و روايت صحيحين مىگويد كه وحى در حالى به پيامبر فرود آمد كه او بيدار بود و به تفكر در حقايق هستى و معرفت خداى متعال پرداخته بود و به همين جهت همين روايت مىگويد پيامبر متوحش گرديد و با قلبى مضطرب پيش خديجه آمد . اگر اين حالت در خواب به پيامبر دست داده بود ، مسلما پس از بيدارى ، وحشت او زايل مىشد و جائى براى اين سخن نمىماند . براى بيان اين حكمت است كه قرآن مىگويد : ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ، أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى . ( النجم ، 11 - 12 ) . آنچه دل پيامبر ديد حقيقت داشت ، آيا شما اين « ديده‌هاى » او را تكذيب ميكنيد .